گل فریزیا
نام آفت : پروانه برگخوار خاکستری پسته
نام علمي آفت : Thaumetopoea solitaria
زمان ظهور حشره كامل: بهار
نحوه زمستانگذراني: لارو
مبارزه غیر شیمیایی : مگس پارازیت لارو- استفاده از کارتهای چسبنده زرد رنگ در دو نوبت، نوبت اول از اواسط دهه اول فروردین ماه همزمان با پیدایش نوک سبز جوانهها و نوبت دوم نیمه دوم اردیبهشت ماه میباشد.
مبارزه شيميايي: سموم فسفره آلی
زمستان را به صورت دستجات تخم روی شاخهها به سر میبرند . تفریخ تخمها در بهار تقریباً هم زمان با باز شدن برگها صورت میگیرد. لاروهای خارج شده از یک دسته تخم به خصوص در سنین اولیه با هم زندگی میکنند و اغلب در صفوف منظم روی تنه و شاخه درختان حرکت میکنند. در سنین یک و دو تمام شبانه روز روی شاخه و برگ درختان زندگی میکنند. در سنین بعد فقط شبها فعالند و هنگام روز درداخل حفرههای تنه درخت و زیر کلوخههای اطراف تنه استراحت میکنند. در این هنگام از روی برگهای خورده شده که فقط رگبرگ اصلی باقی مانده است میتوانبه وجود آفت پی برد. لاروها پنج بار جلد عوض میکنند و پس از تغذیه کافی در عمق 10 تا 20 سانتیمتری خاک تبدیل به شفیره میشوند. حشرات کامل 2 تا 3 ماه بعد در اواخر تابستان ظاهر میشوند. یک نسل در سال دارد.
برگخوار پسته
پروانه پوستخوار پسته
نام آفت : پروانه پوستخوار پسته
نام علمي آفت : Estenoborus perrisi
زمان ظهور حشره كامل: بهار
تعداد نسل: 3
نحوه زمستانگذراني: لارو
مبارزه غیر شیمیایی : تقویت درخت و آبیاری منظم
زمستان را به صورت لارو در حد فاصل پوست و چوب درخت در دالانهای لاروی به سر میبرد و سه نسل در سال دارد. حشرات کامل در بهار با مساعد شدن آب و هوا ظاهر میشوند و در روی درختان ضعیف شروع به فعالیت مینمایند. دالان مادری الباً 4 تا 5 شاخه است کهه مگی از یک محفظه مشترک که به اتاقک جفتگیری معروف است منشاء میگیرند. این حشره پلی گام است . هر دالان مادری به نوبه خود دارای 10 تا 20 دالان لاروی است که در طرفین دالان مادری و نسبت به آن به طور عمود قرار گرفتهاند. در انتهای دالانهای لاروی اتاقک شفیرگی مشاهده میشود که حشره کامل پس از ظهور از همان جا پوست را سوراخ و خارج میگردد. دوره نشو و نمای یک نسل این آفت حدود یک ماه به طول میانجامد.
نام آفت : پروانه چوبخوار پسته ( كرمانيا )
نام علمي آفت : Kermania Pistaciella
زمان ظهور حشره كامل: اواسط فروردين
نحوه خسارت : تغذيه لارو از مغزمحور خوشه ها و سرشاخه ها ضعيف شدن سرشاخه ها سياه شدن خشك شدن و ريزش دانه هاي انتهاي خوشه ها
نحوه زمستانگذراني: لارو داخل سرشاخه ها
مبارزه غیر شیمیایی : استفاده از تله هاي فرموني
مبارزه شيميايي: اتيون يا ديازينون 2درهزار به اضافه روغن ولك20 درهزار
زمان مبارزه: اواخر اسفند هنگامي كه اكثريت لاروها از سرشاخه ها خارج شده و تبديل به شفيره شده اند
پروانه چوبخوار پسته 
آفات گياهان زينتی
روشهاي كنترل آفات گياهان زينتي
ساير روشهاي كنترل آفات
توليد گياهان مقاوم
آنتيزنوز(Antixenosis)
آنتيبيوز(Antibiosis)
تحمل (Tolerance)
استفاده از تكنيكهاي زراعي
كنترل زراعي آفات
تكنيك رهاسازي نرهاي عقيم
آفات گياهان زينتی:
***روشهاي كنترل آفات گياهان زينتي
- توليد گياهان مقاوم به آفات؛
- استفاده از تکنيکهاي زراعي؛
- تکنيک رهاسازي نرهاي عقيم؛
- استفاده از تلههاي فرموني.
علاوه بر اين 4 روش در مبارزه با آفات روشهاي ديگري وجود دارد كه خيلي به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفتهاند.
***ساير روشهاي كنترل آفات
- استفاده از تركيبات شيميايي دور كننده (Repelents)؛
- استفاده از مواد ضد تغذيه (Antifeedants)؛
- استفاده از عقيمکنندههاي شيميايي (Chemostrilants)؛
- استفاده از تلههاي نوري؛
- استفاده از تلههاي چسبناک.
در اينجا در مورد تعدادي از مهمترين روشها بصورت فشرده مطالبي ارائه ميشود.
***توليد گياهان مقاوم
يکي از روشهاي جالب توجه در مبارزه با آفات توليد گياهان مقاوم است. اصول اساسي اين روش دگرگوني مصنوعي گونههاي گياهي به روش ژنتيکي است به نحوي که گياه توليد شده ميزبان مناسبي براي آفت نباشد. اين تغييرات ميتواند به دو روش فيزيکي و شيميايي باشد.
تغييرات فيزيکي عمدتاً تغييراتي در ظاهر و بافت گياه است. بعنوان مثال گياهاني كه با بافت سخت توليد ميشوند در مبارزه با آفات مناسبترند. همچنين گياهاني که سطح برگ آنها از کرک بيشتري برخوردار است.
قابل توجه است که هر يک از اين روشها ممكن است فقط در مبارزه با يک آفت مفيد باشد و در مبارزه با گونه ديگر نقش منفي ايفا کند. لذا در مبارزه با آفات كلاً به مجموع آفاتي که بر روي يک گونه گياهي فعاليت ميکنند، توجه داشته باشيد.
تغييرات شيميايي در برگيرنده تغيير در مواد شيميايي موجود در گياهان است، که بصورتهاي مختلفي در کنترل آفات نقش دارد.
***آنتيزنوز(Antixenosis) :
مكانيزم شيميايي و فيزيكي كه باعث دفع حشرات و ممانعت از استقرار آنها روي گياه ميشود.
***آنتيبيوز(Antibiosis) :
مكانيزمي كه باعث اثرات معكوسي روي ويژگيهاي بيولوژيك آفت ميشود.
***تحمل (Tolerance) :
مكانيزمي كه باعث افزايش تحمل گياه در مقابل حمله آفت ميشود.
در توليد گياهان مقاوم، وجود ارتباط تنگاتنگ بين متخصصين ژنتيک گياهي و
متخصصين حشرهشناسي مهم است. اين دو گروه از متخصصين الزاماً بايد در توليد گياهان مقاوم با هم همکاري داشته باشند.
توليد هر واريته يا هر گياه مقاوم به آفت، حداقل حدود 10 تا 15 سال طول ميکشد. مزيت عمده استفاده از گياهان مقاوم اينست که اين روش با ساير روشهاي مبارزه با آفات سازگار است. بعنوان مثال حشراتي كه در روي گياهان مقاوم به آفات تغذيه ميکنند عموماً در مقابل شرايط محيطي حساستر ضعيفترند و سريعتر از بين ميروند. همچنين گياهان مقاوم به آفات ميتوانند کارآيي دشمنان طبيعي را افزايش دهند.بعنوان مثال گياه توليد شده با ميزان کرک كمتر در سطح برگ، باعث افزايش کارآيي بعدي از پارازيتوئيدها ميشود. تاكنون گياهان مقاوم براي بيشتر از صد گونه گياهي توليد شدهاند.
آيا توليد گياهان مقاوم ميتواند بعنوان يک نوع کنترل بيولوژيک باشد؟
توليد گياه مقاوم اگر صرفاً بر روي جمعيت آفت تاثير بگذارد کنترل بيولوژيک نيست، در حاليکه اگر باعث افزايش کارآيي دشمنان طبيعي باشد نوعي کنترل بيولوژيک محسوب ميشود.
***استفاده از تكنيكهاي زراعي
از ديگر روشهاي مبارزه با آفات ميتوان به روشهاي زارعي اشاره کرد. كنترل زراعي آفات در برگيرنده تغييرات اَگروتكنيكي به منظور كاهش توليد مثل و بقاي آفت است. روشهاي زراعي از قديميترين روشهايي هستند که توسط بشر در کنترل آفات مورد استفاده قرار گرفتند.
***كنترل زراعي آفات
- تغيير در زمان كاشت و برداشت؛
- شخم زدن؛
- تغيير فواصل كشت؛
- آبياري؛
- تناوب زراعي؛
- كاشت گياهان تله.
زمان کاشت در مورد بعضي از محصولات در کنترل آفات نقش مهمي دارد. به عنوان مثال با كشت گياه در زمان نبود آفت (زودتر يا ديرتر از زمان کشت معمول) گياه از خسارت آفت فرار داده ميشود.
در تناوب زراعي گياهي که بعنوان گياه دوم کاشته ميشود، نبايد در ارتباط سيستماتيک بوتانيکي با گياه اول باشد. در واقع اگر آفات گياه اول با آفات گياه دوم متفاوت باشد ميتوان در بيولوژي آفات ايجاد اختلال کرد و جمعيت آنها را کاهش داد.
***تكنيك رهاسازي نرهاي عقيم
در اين روش با تكثير جمعيت انبوهي از حشرات نر و قرار دادن آنها تحت تاثير مواد راديواكتيو و رهاسازي آنها در طبيعت در توليد مثل آنها اختلال ايجاد ميشود. اين يك روش ديگر مبارزه با آفات است. يکي از تکنيکهاي بسيار جالب که حداقل در مورد 10 گونه از آفات توصيه شده است. در اين روش بطور خلاصه، نرها را در اَنسکتاريوم يا محيط پرورش حشرات با جمعيتهاي بسيار انبوه توليد ميکنند، سپس آنها را تحت تاثير مواد راديواکتيو مثل کبالت قرار ميدهند، اين عمل باعث بوجود آمدن اختلالات ژنتيکي در اسپرم حشرات نر ميشود. بعد از رهاسازي حشرات نر در طبيعت، با حشرات ماده آزاد جفتگيري ميکنند. اما تخمهاي توليد شده توسط مادهها عموماً تفريغ نميشود و از آن نِتاجي بوجود نميآيد.
آنتراکنوز زیتون Olive Anthracnose
سرکوسپوريوز زيتون Cercosporiose Of Olive
پوسيدگي هاي فيتوفترايي ريشه و طوقه زيتون Phytophthora Root And Crown Rot
پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه زیتون
Armillaria Root Rot
گره زيتون Olive Knot
شپشك سياه زيتون
پسيل زيتون Olive psyllid
بيماری های درختان زيتون
سيستم ريشه اي زيتون سطحي است و قادر به تحمل خاكهاي غرقاب شده نيست و حتي در خاكهاي عميق هم فقط 90 تا 120 سانتيمتر در خاك نفوذ مي كند. بخش هاي هوائي درخت داراي شاخه هاي اصلي مجتمع و متراكم، ميانگره هاي كوتاه و برگهاي متراكم است كه اگر با هرس راه باريكي در شاخه ها باز نكنيم، مانع از رسيدن نور به مركز درخت مي شوند.
كنار هر برگ در زيتون جوانه هاي گل دهنده وجود دارند. اين جوانه ها در فصل جاري به وجود مي آيندو در فصل رشد بعدي جوانه مي زنند. هر گل آذين شامل 15 تا 30 گل است كه اين تعداد به نوع كلتيوار و شرايط زراعي آن سال بستگي دارد. اگر در كنار همه برگها يك گل آذين بوجود بيايد، هر سر شاخه پتانسيل توليد چند صد گل را خواهد داشت.ولي تنها پنج درصد از اين گلها به ميوه تبديل مي شوند.
زيتون توسط باد گرده افشاني مي شود. در نتيجه گلدهي در شرايط بارندگي، دما ي بالا و بادهاي خشك منجر به آسيب ديدن فرايند تشكيل ميوه مي گردد. بيشتر كلتيوار هاي زيتون در حالت تك كشتي (monoculturing) هم توليد ميوه مي كنند ولي محصول آنها در شرايط cross_pollination بهتراست. برداشت زيتون درپاييز يا زمستان صورت مي گيرد.
سطح زير كشت زيتون در ايران حدود 67 هزار هكتار است كه از هر هكتار باغ آبي ( 10 سال به بالا ) به طور متوسط 5 تن محصول برداشت مي شود و در باغهايي كه مديريت مناسبي دارند تا 10 تن هم زيتون قابل برداشت است. زيتون با توجه به شرايط محيطي و نوع كلتيوار بعد از 5 تا 8 سال به بار مي نشيند و گياهي است كاملا صنعتي . 20% از محصول زيتون كشور براي تهيه كنسرو و بقيه براي توليد روغن استفاده مي شود.
شرح بيماري :
به عنوان يك قارچ خاكزاد، ورتيسيليوم ابتدا به سيستم ريشه هاي زيتون، زماني كه دماي هوا پايين است، حمله ميكند. ( قارچ در دماي بالاتر از 30 درجه رشد نمي كند ). بعد از نفوذ به ريشه ها، قارچ رشد كرده، ازميان آوندها شروع به حركت مي نمايد و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها مي رسد. دوره آلودگي از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول مي كشد. با شروع اولين گرماي تابستانه، قارچ غيرفعال مي شود ولي متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بيماري را نشان مي دهند. حضور قارچ در بافتهاي آوندي باعث كاهش و قطع شدن جريان آب از ريشه به برگ مي گردد. علائم پژمردگي ورتيسيليومي را مي توان مستقيما به توكسين هايي كه توسط قارچ توليد مي شوند و مانع انتقال آب از ريشه به ساقه مي شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلي به فصل ديگر درون خاك و احتمالا ريشه هاي آلوده باقي مي ماند. هر دو قارچ عامل بيماري توليد كنيدي هايي مي كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae توليد ميكرواسكلروت هم ميكند ولي V. albo-atrum ميسليومي با ديواره ضخيم و سياهرنگ، شبيه به ميكرواسكلروت توليد ميكند كه البته ميكرواسكلروت نيست. مناسب ترين دما براي رشد گونه اول 28- 25 درجه و براي گونه دوم 25- 20 درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت ميكرواسكلروت تا 15 سال هم باقي ميماند. هر دوي آنها مي توانند به صورت ميسليوم در ميزبان هاي پايا، اندام هاي تكثيري يا در بقاياي گياهان زمستان گذراني كنند.
علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزديك زمان گلدهي است. برگهاي تازه به سمت داخل پيچ ميخورند و رنگ سبز تيره و جلوه براق خود را از دست مي دهند. رنگ آنها خاكستري كدر و قهوه اي مي شود. ريزش برگ و ميوه هاي كه بعد از ين صورت مي گيرد، بستگي به شدت آلودگي، شدت وزش باد و استرس گرمايي موجود دارد. دستجات گل روي شاخه هاي آلوده از بين مي روند و چسبيده به درخت باقي مي مانند. رنگ پوست ممكن است تقريبا آبي رنگ شود. شاخه هاي تكي و مجزا، بخشهاي بزرگي از درخت يا كل تاج درخت ممكن است در طول يك فصل زراعي ازبين برود. با اين حال مرگ كل درخت به ندرت ديده شده است.
سيستم آوندي گياهاني كه آلوده به وريسيليوم هستند، علامت مشخصي به صورت تغيير رنگ آوندها نشان مي دهند. آوندهاي آبكش در طول ساقه و ريشه به زنگ قهوه اي يا سبز در مي آيند. ولي اين علامت در درختان زيتون كمتر ديده شده است. براي مشاهده اين علامت شاخه اي از درخت را ببريد و پوست آن را بكنيد تا بتوانيد تغيير رنگ آوندها را مشاهده كنيد. ولي براي اينكه از وجود ورتيسيليوم مطمئن شويد بايد نمونه ها را در آزمايشگاه كشت دهيد.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار ديگر فعال مي شود و رشد وتكثير را از سر مي گيرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره هاي سرد، بارها مورد حمله قرار مي گيرند.
كنترل:
هيچ راه مبارزه اي براي درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه هاي آلوده توصيه مي شود ولي نمي توان با اين روش باعث عقب نشيني قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلي قارچ درون ريشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پيش روي مي كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نيست. حتي تركيبات سيستميك هم اثر كمي در توقف قارچ ورتيسيليوم دارند.
پيشگيري بهترين روش مبارزه است ولي هميشه امكان پذير نيست ببسياري از گياهاني كه به عنوان خوراك دام به کار مي روند،سبزيجات و گياهان زينتي به ورتيسيليوم حساسند. خاكها به آساني قبل از كشت به ورتيسيليوم آلوده مي شوند. عامل بيماري مي تواند تا چندين سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گياه حساس، در صورت مناسب بودن شرايط آن را آلوده كند. بنا براين بهتر است تا جايي كه ممكن است از كشت در زمين هاي آلوده، به ويژه زمين هايي كه سبزيجات به مدت طولاني در آنها كشت مي شده اند خودداري كنيم.
ضدعفوني خاك با حرارت دادن خاكهاي مرطوب به مدت نيم ساعت تا 71 درجه سانتيگراد باعث حذف ورتيسيليوم از خاك گلخانه ها شده است ولي اين روش در باغها عملي نيست .
آفتاب دهي (Soil Solarization) روشي موثر براي كاهش شيوع پژمردگي ورتيسيليومي در بسياري از باغها و زیتون هاي كشت شده در فضاي سبز مي باشد. قبل از كشت در محلي كه به وجود بيماري در آن شك داريد، آن را آبياري كنيد و عميقا شخم بزنيد . بعد از آن خاك را با يك پلاستيك شفاف به قطر 4 تا 6 ميليمتر به مدت 8- 6 هفته و يا اگر امكان دارد، بيش از اين مدت، بپوشانيد. لبه هاي پلاستيك را با خاك محكم كنيد و روي چند نقطه از پلاستيك خاك بريزيد تا مانع از حركت پلاستيك موقع وزش باد شود. محلي كه براي آفتاب دهي انتخاب مي كنيد بايد كاملا در معرض نور خورشيد باشد تا اشعه هاي خورشيد بتواند 30 ساتنيمتر اول خاك را گرم و ضدعفوني كند.
آفتاب دهي با موفقيت نسبي در باغهاي زيتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستيك ها علفهاي هرز پاي درختان را ازبين ببريد، شاخه هاي آلوده را قطع كنيد و خاك را آبياري كنيد. پلاستيك ها بايد با فاصله چندين سانتيمتر از محدوده سايه انداز درخت روي خاك قرار داده شوند. اگرچه دماي خاك در طول دوره هاي آفتابي كنترل بسيار بالا مي رود، ولي درختان هيچ علائمي مبني بر ناسازگاري نشان ندادند. طي آزمايشات انجام شده مقدار ورتيسيليوم خاك با اين روش كاهش پيدا كرد و جمعيت ميكروارگانيسم هاي مفيد خاك به طور معني داري افزايش يافت. درخت بعد از آن به خوبي رشد كرد و دوباره كمتر به ورتيسيليوم آلوده شد. ولي متاسفانه آلودگي هاي قبلي درخت هنوز وجود داشتند.
تدخين خاك (Soil Fumigation) روش ديگري است كه مي توان انجام داد و البته اگرچه مي توان با روش هاي تدخيني زمين را قبل از كشت ضدعفوني كرد ولي بهتر است از كشت در زمين آلوده خودداري كنيم زيرا تدخين روشي پرهزينه است و به ندرت باعث كنترل 100% مي شود و مصرف برخي از مواد تدخيني موثر مثل متيل برومايد، به خاطر آسيب هايي كه محيط زيست مي زنند به تدريج منسوخ شده. انتخاب دقيق زمين و استفاده از نهال هاي سالم مي تواند جلوي بسياري از روش هاي پر هزينه را بگيرد.
مخلوط كلروپيكرين/ متيل برومايد و سم متام سديم بيشترين سموم استفاده شده عليه ورتيسيليوم براي تدخين خاك هستند.
نحوه استفاده از متيل برومايد در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده است.
راه ديگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه يك واريته مقاوم نيست ولي متحمل محسوب مي شود.
بسیاری از گياهان زراعي نظير پنبه ( كه يك ميزبان مطلوب است و اينوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزايش مي يابد ) ، خانواده كدوئيان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگي و گياهان زينتي مثل پيچ امين الدوله، ياس بنفش، ماگنوليا، درخت پر، درخت لاله و درختاني مثل افرا، نارون، اقاقيا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجير به ورتيسيليوم حساسند.
از گياهان مقاوم مي توان بسياري از بازدانگان مثل سرو، ژنكيو، نراد، سروكوهي، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه اي ها مثل خرما، برخي از دولپه اي ها ( سيب، گلابي، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبريزي، نمدار،بيد ) را نام برد.
اقدامات زراعي مثل استفاده از كودها، مديريت صحيح آبياري و كنترل علفهاي هرزكم و بيش در کنترل پژمردگي ورتيسيليومي موفق بوده اند. هدف اكثر آنها افزايش قدرت گياه براي جلوگيري از بروز علائم بيماري است. البته هيچكدام از آنها باعث معالجه بيماري و حذف آن از درخت نمي شوند.
بيولوژي :
قارچ درون لكه هاي موجود در برگهايي كه روي درخت باقي مانده اند، زمستان گذراني مي كند.كنيدي هايي كه در برگهاي ريخته شده تشكيل مي شوند، نقش بسيار كمي در گسترش بيماري دارند. ايجاد آلودگي رابطه نزديكي با بارندگي دارد و بيشتر آلودگي ها در طول زمستان ايجاد مي شوند. دماهاي بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود مي كند. به همين دليل بيماري در طول تابستان هاي گرم و خشك غيرفعال است. در مناطقي كه تابستان خشك و زمستان هاي ملايم دارند، دوره مناسب بيماري پاييز و زمستان ، و درنواحي كه زمستان سردتر است، بهار و اوايل تابستان مي باشد.
آلودگي هايي كه در فصل اخير ايجاد شده اند، مي توانند در فصل بعدي آشكار شوند چون قارچ مي تواند در شرايط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقي بماند. در شرايط مناسب، دوره نهفته بيماري (Incubation Period) حدود دو هفته است.
اپيدميولوژي :
شرايط مناسب براي توسعه بيماري عبارتند از : يك تا دو روز رطوبت نسبي بالا ( نزديك به اشباع )، دامنه دمايي گسترده ولي اپتيمم بين 21- 18 درجه . تابستان هاي گرم و خشكيهای طولاني مدت از عوامل محدود كننده بيماري اند.
مبارزه :
رطوبت و سايه اندازي كنوپي را كاهش دهيد. با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزايش دهيد اين كار در باغهاي متركم و نهالستان ها اهميت دارد.
همانطور كه در بخش مبارزه با گره زيتون گفته شد، عليه اين بيماري از سموم مسي استفاده مي شود كه معمولا يكبار سمپاشي در سال، در اواخر پاييز، قبل از شروع بارندگي هاي زمستانه كافي خواهد بود
آنتراکنوز زیتون : Olive Anthracnose
عامل بیماری : Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.
رده بندی عامل بیماری :
قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma و Phyllachora در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.
شرح بيماري :
اين بيماري براي اولين بار از پرتغال گزارش شد.در سطح ميوه ميتوان با چشم غير مسلح جوش هايي را ديد كه توده هاي اسپور روي آنها درون آسروول قرار گرفته است.
فرورفتگي هاي كوچكي در سطح ميوه ها بوجود مي آيد كه با آسروول ها پوشيده مي شوند. اين فرو رفتگي ها ابتدا به رنگ آجري مايل به كرم هستند كه در نهايت به رنگ قهوه اي در مي آيند. اندازه اين فرورفتگي ها به تدريج در ميوه افزايش پيدا مي كند و سرانجام تقريبا تمام سطح ميوه را مي گيرد و باعث چروكيدگي و پژمردگي آن مي شود.در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید. برگهاي نزديك ميوه ازبين مي روند ولي برگهاي انتهاي شاخه به صورت دسته اي در مي آيند ( يعني برگها از يك نقطه يا از نقاط نزديك به هم روييده اند ) . روي اين برگها نقاط قهوه اي رنگي ( كه در ابتدا زرد رنگند ) ديده مي شود كه با يك هاله تيره احاطه شده است. اين برگها در طول پيچ مي خورند و به شكل ناودان ( جوي ) درمي آيند.
بيولوژي :
آلودگي هاي اوليه در اثر اسپورهاي توليد شده در آسروول هاي روي ميوه ، برگها و يا شاخه هاي جوان بوجود مي آيد. علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند، ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود. این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند. آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب، استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی، رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند. دوره بحراني حمله بيماري زماني است كه رنگ ميوه ها در حال تغيير است و شرايط محيطي مناسب وجود دارد . شيوع بيماري ممكن است با افزايش حمله مگس زيتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.
اپيدميولوژي :
بهترين شرايط براي توسعه قارچ دماي 25 درجه سانتيگراد و حداقل رطوبت نسبي مورد نياز آن 92 درصد است. جوش هايي كه در سطح نواحي آلوده بوجود مي آيند، از كنيدي هايي تشكيل شده اند كه در يك ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد. اين جوش ها در آب باران حل مي شوند و در طول درخت پخش مي گردند و يا باد و باران ، هر دو ، كنيدي ها را از درختي به درخت ديگر انتقال مي دهند.
مبارزه :
مبارزه بيشتر به روش شيميايي صورت مي گيرد ، با استفاده از سموم مسي يا قارچكش هاي آلي . سمپاشي را بايد قبل از آغاز بارندگي هاي پاييزه انجام داد.
آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:
ـ هیدروکسید مس ( مثل Kocide 500 WP که خاصیت قارچکشی دارد ) و اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox 500 WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد ) .
در ضمن بايد از كلتيوارهايي استفاده كرد كه حساسيت كمتري دارند و ميوه هاشان ديرتر مي رسد. هرس مناسب ساليانه باعث كاهش اينوكولوم و بهبود گردش هوا در درخت مي گردد.
سرکوسپوريوز زيتون: Cercosporiose Of Olive
عامل بيماری : Mycocentrospora cladosporioides
رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales
علائم و شرح بيماری:
قارچ داراي اسكلروت هايي به رنگ قهوه اي مايل به سبز، دايره اي يا تا حدودي سيلندري شكل است. كنيدي ها سبز زيتوني و كمي خميده هستند و 6-2 عدد ديواره عرضي دارند. اين قارچ باعث بوجود آمدن لكه برگي هاي خفيفي در زيتون مي شود. علائم به شكل لكه هاي خاكستري تا سربي رنگي است كه در سطح زيرين برگ وجود دارند و بعدا كاملا سياه رنگ مي شوند. سطح بالايي برگها كلروزه يا زرد شده، برگهاي مسن تر شاخه هاي خارجي تاج درخت، به ويژه در طول بهار و تابستان، مي ريزند.
بيولوژي:
اسكلروت ها عمل بقاي قارچ هستند و ميسليوم هاي جديد از آنها بوجود آمده، در سطح زيرين برگ رشد مي كنند. البته گاهي قارچ روي ميوه ها توليد كنيدي و كنيديو فر مي كند.
اپيدميولوژي :
اطلاعات كمي درباره نحوه پخش اين بيماري در دسترس است. باران نقش مهمي در انتقال كنيدي ها از برگهاي آلوده به برگهاي سالم دارد. در ضمن باد هم مي تواند كنيدي ها را از برگهاي افتاده در كف باغ به ساير برگها منتقل كند. آلودگي هاي اوليه در پاييز، بعد از اولين بارندگي، از اسكلروت ها بوجود مي آيند.
پوسيدگي هاي فيتوفترايي ريشه و طوقه زيتون : Phytophthora Root And Crown Rot
عامل بيماري :
گونه هاي مختلفي از فيتوفترا به زيتون حمله مي كنند كه از نقاط مختلف گزارش شده اند. در استراليا Ph . cinnamomi در كاليفرنيا Ph . citricola و Ph .dreschleri به عنوان عوامل اصلي پوسيدگي ريشه و طوقه زيتون شناخته شده اند. در ايتاليا هم گونه Ph .palmivora به عنوان عامل مرگ درختان جوان شناسايي شده است.
رده بندي عامل بيماري :
Stramenopila , Oomycota , Oomycetes , Peronosporales , Pythiaceae
شرح بيماري :در بيشتر نقاط اين بيماري، بيماري خيلي مهمي محسوب نمي شود و همانند ساير بيماري هاي ناشي از فيتوفترا تحت شرايط خنك و خيسي خاك و بالا بودن رطوبت نسبي بوجود مي آيد. بنابراين در بخش هاي پست باغ و كلا در مناطقي كه زهكشي خوبي ندارند، رخ ميدهد. در بيشتر موارد فيتوفترا اول در سطح خاك يا نزديك به آن به گياه حمله مي كند و باعث آبسوختگي پوست مي شود كه بعدا به صورت نواحی سياه در مي آيد. اگر اين ناحيه دور تا دور تنه درخت را بگيرد باعث مرگ درخت مي گردد. در مراحل اول بيماري پوست ساقه محكم و دست نخورده است در حالي كه بعدا پوست لعابي شده و ممكن است داراي تراوشات صمغي و آبكي باشد.
فيتوفترا به ريشه ها هم حمله مي كند و باعث پوسيدگي و قهوه اي رنگ شدن ريشه هاي اصلي يا فرعي مي شود.
علائم هوايي به صورت كاهش شديد برگها، كم پشت شدن شاخ و برگ، خشكيدگي سرشاخه ها و عدم رشد انتهايي و بالاخره مرگ اندام هاي هوايي بالاي ناحيه آلوده مي باشد. درختان آلوده ممكن است به تدريج ضعيف شوند و طي چندين سال ازبين بروند و يا در همان فصل زراعي كه علائم هوايي ظاهر مي شوند، بميرند.
فيتوفترا در بافتهاي آلوده به صورت ميسليوم، اووسپور يا كلاميدوسپور زمستان گذراني ميكند. گونه هاي فيتوفترا مي توانند تا چند سال در خاك زنده بمانند و بيماري هاي ناشي از آنها در شرايط مرطوب تشديد مي شود.
كنترل:
ـ رعايت بهداشت زراعي : ضدعفوني وسايل مورد استفاده ( عامل بيماري حتي به وسيله كفش ها هم مي تواند در باغ پخش شود )
ـ آگاهي از سابقه كشت زمين و بيماري هاي آن چون فيتوفترا داري دامنه ميزباني وسيعي است و عدم كشت در زمين هاي آلوده.
ـ اصلي ترين راه كنترل فيتوفترا مديريت صحيح آبياري باغ است. بايد از كشت در خاكهايي كه در معرض غرقاب شدن هستند خودداري كرد و نازل هاي سيستم آبياري را دور از تنه درختان نگه داشت. بهبود وضع زهكشي زمين اثرات مطلوبي خواهد داشت. ( كشت در خاكهاي سبك با زهكشي سريع (
ـ هيچ نوع كنترل شيميايي براي فيتوفترا در زيتون انجام نمي شود ( البته در برخي موارد در نهالستان ها از متالاكسيل استفاده مي كنند ولي در باغهاي زيتون خير(.
پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه زیتون : Armillaria Root Rot
عامل بيماري : Armillaria mellea
رده بندي عامل بيماري: Basidiomycota , Basidiomycets , Agaricales , Tricholomataceae
علائم :
اين قارچ که به قارچ عسلی (Honey fungus) هم معروف است به ريشه ها حمله مي كند. ريشه هايي كه توسط آرمیلاریا آلوده شده اند، داراي صفحات بادبزني شكل به رنگ سفيد مايل به زرد بين پوست و چوب خود هستند. گاهي اوقات ريزومرف هايي به رنگ قهوه اي تيره تا سياه در سطح ريشه ها قابل مشاهده اند.( ریزومرف ها شامل مجموعه ای از ریسه ها هستند. یک تا سه میلیمتر قطر دارند و به عنوان عامل بقای قارچ ازفصلی به فصل دیگر و در شرایط نامناسب مثل خشکی و آتش عمل می کنند. در ضمن می توانند در ریشه های گیاهان میزبان نفوذ کرده و آنها را آلوده کنند. ) قارچ آرميلاريا گاهي به زيتون حمله مي كند و در برخي اوقات باعث مرگ درخت مي شود.
علائم هوایی مشابه علائم ایجاد شده در اثر سایر بیماری های ریشه است مثل کاهش رشد، کوچکی و زرد شدن برگها، خشکیدگی شاخه ها و ضعف عمومی درخت.
در بعضي از گياهان، كلاهك هاي قارچ در پايه درختان آلوده به آرميلاريا، در طول پاييزهايي كه هوا سرد و باراني است، ديده مي شوند. ولي چنين موردي به ندرت در درختان زيتون مشاهده شده است.
شرح بيماري :
قارچ به صورت میسلیوم یا ریزومرف در درختان آلوده یا در ریشه های در حال فساد زندگی می کند. روش اصلی انتقال آن از درختی به درخت دیگر به وسیله ریزومرف ها یا تماس مستقیم ریشه ها است. اسپورهایی که از کلاهک های قارچ بوجود می آیند، عمدتا ابتدا بر کنده های مرده یا مواد چوبی رشد می کنند و سپس با تولید ریزومرف به ریشه های زنده ( به طور مستقیم یا از راه زخم ) حمله می کنند.
مبارزه:
- جمع آوری کنده ها و ریشه های درختان قطع شده تا قارچ آنها را آلوده نکند و اینوکولوم افزایش نیابد.
عدم کشت در زمین های آلوده
- گاهی اوقات خندقی دور تا دور درختان آلوده حفر می کنند تا مانع از رشد ریزومرف ها به طرف درختان سالم شود.
ـ تدخین خاک با استفاده از مواد شیمیایی:
برای تدخین از متیل بروماید استفاده می کنیم. خاک باید رطوبت کمی داشته باشد و درجه حرارت متوسط آن بیش از ۱۰ درجه باشد. میزان مصرف متیل بروماید بستگی به نوع خاک دارد و بین ۴۰۰ـ۲۰۰ کیلو در هکتار متغیر است. در خاکهای رسی بیشتر و در خاکهای شنی کمتر مصرف میشود. اگر بخواهیم فقط محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، ۲۵۰ گرم سم برای هر محل درخت به قطر سه متر، کافی خواهدبود.
قبل از مبارزه شيميايي، تمام درختان و كنده هاي آلوده و در صورت امكان تمام ريشه هايي كه بيش از 2.5 سانتيمتر قطر دارند را خارج كنيد. درختان به ظاهر سالمي كه در نزديكي درختان آلوده قرار دارند نيزاغلب بيمارند. اين درختان را نيز از بين ببريد و محدوده آلوده را با استفاده از سموم تدخيني ضدعفوني كنيد. درختان، كنده ها و ريشه هاي خارج شده را بايد سوزاند و يا در جايي نگه داشت كه آبهاي جاري شده از بارندگي، از آنجا به زمين هاي زراعي جاري نمي شوند.
براي خشك نگه داشتن خاك در طول تابستان از گياهان پوششي مثل سودان گراس يا آفتابگردان استفاده كنيد.هرچه خاك خشك تر باشد، سم ( متيل برومايد ) بيشتر درون آن نفوذ خواهد كرد. بعد از خشك شدن زمين آن را شخم عميق بزنيد. اگر خاك خيلي نرم و پودري است، بعد از اولين بارندگي شخم زدن و تدخين را انجام دهيد. شخم زمين هاي رسي باعث بوجود آمدن كلوخ هايي در سطح آن مي شود. افزايش دوز سم باعث افزايش نفوذ آن در خاك مي شود ولي اين مساله در خاكهاي مرطوب چندان صحيح نيست، به ويژه در خاكهايي كه رس زيادي دارند. متیل بروماید را تا عمق ۷۵ـ ۴۵ سانتیمتری به وسیله چیزل در خاک تزریق کنید و خاک را با پوشش ضدگاز بپوشانید. پوشش روي زمين را حداقل تا دو هفته برنداريد و خاک را تا يك ماه قبل از كشت هوا دهيد. زمان تدخين خاك مي تواند از اواخر تابستان تا اويل پاييز باشد.
نكته :
به ندرت مي توان قارچ را ريشه كن كرد، مگر در نواحي محدود. اگر خاك خيس است و تا اعماقي كه ريشه ها رشد مي كنند، داراي لايه هاي رسي است، تدخين كردن زياد موفق نيست. بهترين ريشه كني در خاكهايي كم عمق با عمق كمتر از 1.5 متر صورت مي گيرد.
عامل بیماری :
Pseudomonas syringae p.v savastanoi
رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده است.
بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف است و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .
گره زيتون : Olive Knot
علائم:
روی درختان گالهايی قابل مشاهده اند که که تقريبا در تمامی بافتها و بخشهای گياه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اوليه باعث ايجاد فرورفتگی هايی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آيند. سپس بعد از اينکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثير بافتهاي اطراف اين فرو رفتگي ها باعث بوجود آمدن گا ل يا گره در اين نقاط مي گردند. گره ها در اثر هيپرپلازي بافتها در ساقه هاي جوان، نقاط رشد و قسمتهاي قطع شده بوجود مي آيند.در واقع تكثير زياده از حد سلولهاي ميزبان در اثر توليد ايندول استيك اسيد (IAA) توسط سلولهاي باكتري است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهري اسفنجي و نامنظم پيدا مي كنند و سپس سخت و قهوه اي مي شوند. در شاخه هاي كوچك ، گره ها به 2 سانتيمتر هم مي رسند. اين گره ها باعث برگ ريزي و از بين رفتن شاخه هاي گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول مي شوند. در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه ميوه ها و مقدار روغن و نيز از بين رفتن طعم ميوه ها مي گردند.از ميان واريته هاي كشت شده واريته Manzanillo از همه حساس تراست.
اپيدميولوژي :
باكتر يها با آب باران در كل درخت پخش مي شوند( مقدار آلودگي با ميزان بارندگي رابطه دارد) و فقط از راه زخم مي توانند وارد بافتهاي درخت شوند. باكتري ها معمولا از جاي افتادن برگها، تركهاي ناشي از سرمازدگي، ضربات، هرس، تگرگ و حتي بادهاي شديد نفوذ مي كنند. جاي افتادن برگها بين 10- 7 روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراين بيشترين خطر متوجه درختاني است كه در طول دوره بارندگي، منافذ زيادي براي ورود باكتري دارند.
كنترل :
كنترل گره زيتون شامل هرس تابستانه براي ازبين بردن اينوكولوم ( گره هاي روي درخت ) و حفاظت از درخت با باكتري كشهاي مسي ، قبل و در طول دوره بارندگي است. ( مس تنها ماده اي است كه براي كنترل گره زيتون ثبت شده است ). تركيبات مسي از آلوده شدن منافذ درخت جلوگيري مي كنند ولي باعث ازبين بردن گره ها نمي شوند.
چون توليد آلودگي ارتباطي با سن درخت ندارد، بنابراين مبارزه سالانه را از اولين پاييز بعد از كاشت درخت شروع مي كنيم. در ضمن بايد توجه داشت كه درختان جوان به شدت به يخبندان حساسند و يخبندان باعث بوجود آمدن تركهاي زيادي در پوست آنها مي شود كه باكتري از طريق آنها مي تواند آلودگي ايجاد كند. بنابراين استفاده از سموم مسي در درختان جوان براي كاهش تكثير اينوكولوم و جلوگيري از آلودگي هاي بعدي، بسيار مفيد خواهد بود.
باكتري هاي گره زيتون توسط آب باران از گره هاي موجود به منافذ منتقل مي شوند. بنابراين بايد قبل از شروع فصل بارندگي از سموم مسي استفاده كرد. در ضمن اين روش بهترين راه مبارزه با لكه طاووسي زيتون نيز هست. آزمايشات نشان داده اند كه يكبار سمپاشي در سال عليه گره زيتون كافي نيست. حداقل دوبار سمپاشي در سال، يكي در پاييز و ديگري در اوايل بهار، مورد نياز است.
ميزان حفاظت تركيبات مسي از درخت، بسيار بستگي به مقدار اينوكولوم موجود در دوران آلودگي دارد. بنابراين بهترين روش اين است كه مقدار اينوكولوم را كاهش دهيم. سمپاشي ساليانه با مس در به حداقل رساندن ميزان اينوكولوم بسيار موثر است. بنابراين وقتي شرايط محيطي براي شيوع آلودگي مناسب مي شود ( مثلا بعد از يخبندان ) اپيدمي بوجود نخواهد آمد. در حالتي كه اينوكولوم باكتري روي درختان زياد است، ميزان محافظت تركيبات مسي حداقل است. پس لازم است هر سال سمپاشي را انجام دهيم.
اگر در زمستان دما زير 20- درجه برود، پوست درخت آسيب ديده، ترك مي خورد .اين تركها نقاط ايده آلي براي نفوذ باكتري اند و بايد با سموم مسي پوشيده شوند. زماني كه باكتري در تركهاي ناشي از سرمازدگي تكثير شود، مقدار اينوكولوم به شدت افزايش پيدادخواهد كرد و كنترل بسيار مشكل خواهد شد. پس بعد از يخبندان هم سمپاشي لازم است.
اينكه از چه نوع سم مسي استفاده كنيم، چندان مهم نيست. Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگي تقريبا به يك ميزان باعث كنترل گره زيتون مي شوند. مهم استاندارد بودن سم و مناسب بودن زمان سمپاشي است. در ضمن اين موضوع براي مبارزه با لكه طاووسي زيتون هم صدق مي كند.
روش دوم مبارزه هرس كردن است ولي بايد توجه داشت كه هرس كردن وقتي بيشترين تاثير را دارد كه ميزان اينوكولوم در باغ كم باشد. در باغهايي كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بين بردن اينوكولوم امكان پذير نيست. در اين حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه هاي اصلي كل درخت يا بخشي از آن است ، به اين منظور كه در فصل رشد بعدي شاخه هاي جديدي شروع به رشد كنند.
علي رغم آنچه كه به نظر مي رسد، پاييز بدترين زمان براي هرس درختان زيتون است. نكات زير را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشيد :
حساسيت به يخبندان (Freeze Sensitivity) : كنوپي بوجود آمده در تابستان گذشته مي تواند شاخه هاي نازك و كوچك را از دماي بسيار پايين حفاظت كند. انجام هرس براي خلوت كردن كنوپي، اين حفاظ را از بين خواهد برد و درختان هرس شده طي يخبندان بعدي بسيار شديدتر از درختان هرس نشده آسيب خواهند ديد و به شدت توسط گره زيتون آلوده خواهند شد كه كنترل آن بسيار مشكل است.
مديريت اندازه درخت (Managing Crop Size) : هرس روش بسيار مناسبي براي كنترل اندازه درخت است به ويژه وقتي كه كم كردن حجم درخت مد نظر نيست. بنابراين بهترين كار اين است كه تا بهار، تا وقتي كه مقدار رشد جوانه انتهايي قابل اندازه گيري است، صبر كنيد. سپس ميزان شدت هرس را انتخاب كنيد.
گره زيتون : همانطور كه گفته شد، هرس قبل يا در طول دوره بارندگي باعث ايجاد زخمهايي در درخت مي شود كه براي توليد آلودگي مناسبند. باران باكتري ها را در طول درخت جابجا مي كند و آلودگي گسترش مي يابد.
پس بهتر است هرس را در تابستان انجام دهيم. در ضمن وسايل هرس را بايد بعد از هرس هر درخت ضد عفوني كرد.
گره زيتون Olive knot
بيماري گره زيتون ناشي ازباكتري Pseudomonas savastonoi است، كه نشانهي بيماري تشكيل گال يا گره روي شاخه ويا ساير قسمتهاي گياه است. شپشك سياه زيتون Saissetia oleae
از آفات مهم زيتون است كه از نظر اقتصادي خسارت آن به زيتون، مركبات و برخي گياهان زينتي قابل ملاحظه است. شپشك سياه زيتون از آفات قرنطينه داخلي است كه سالها پيش بوسيله شاخههاي خرزهره آلوده از شوروي به ايران وارد شد. اين آفت تاكنون فقط در مناطق ساحلي درياي خزر مشاهده شده است. خسارت شپشك سياه زيتون علاوه بر مكيدن فراوان شيره گياهي كه موجب ضعف شديد درختان ميشود ترشح فراوان عسلك است كه موجب نشو و نماي قارچ مولد دوده ميشود كه در شرايط گرم و مرطوب بهار و تابستان پوشش ضخيمي از آن روي برگ، ميماند و سرشاخه درختان را ميپوشاند. در اثر تغذيه آفت و آلودگي به دوده برگها و ميوه درختان آلوده ميريزند و سرشاخهها خشك ميشوند.
زيستشناسي
زمستان را به صورت پورههاي سن يك يا دو ميگذراند و غالباً در سطح زيرين برگها و در مجاورت رگبرگ اصلي مشاهده ميشوند. يكي از عوامل مرگ و مير زياد اين آفت در زمستان سرما و بارندگي زياد است. در بهار با گرم شدن هوا پورهها فعاليت خود را شروع ميكنند. در اواخر بهار و اوايل تابستان پورهها كامل شده و حشرات كامل شروع به تخمريزي ميكنند. هر حشره ماده 2 تا 4 هزار تخم ميگذارد. دوره جنيني تخم بسته به شرايط و وضع اقليمي 15 تا 30 روز طول ميكشد. پورهها پس از خروج از تخم به سادگي توسط باد منتشر ميگردند. خروج پورهها تدريجي بوده و از اواسط مرداد تا پايان مهرماه صورت ميگيرد. پورههايي كه زودتر از تخم خارج خارج ميگردند تا را رسيدن فصل سرما يك بار جلد عوض كرده و در سن دوم زمستان گذراني ميكنند پورههايي كه در اواخر تابستان و در پاييز از تخم خارج ميشوند پس از كمي تغذيه به همان صورت زمستان را ميگذرانند. اين حشره يك نسل در سال دارد.
کنترل:
عملیات باغی:
· انجام هرس پاییزه
· عدم کشت زیر درختی
· کاهش مصرف کودهای ازته
· استفاده از ترکیبات مسی علیه قارچ فوماژین تا 50روز قبل از برداشت
· روغن پاشی زمستانه
· حفظ دشمنان طبیعی
کنترل بیولوژیک:
1ـ شكارگرها از خانواده Coccinelidae
· Chilocorus bipustulatus
· Coccinella septempunetata
· Exochomus quadripustulatus
2ـ زنبورهاي پارازيتوئيد از خانواده Encyrtidae
· Metaphycus helvolus
· Metaphycus lounburgi
· Metaphycus stanleyi
کنترل شیمیائی:
· کارباریل(سوین) Wp85% و 2.5- 2 در هزار
· روغن امولسیون شونده O 80%
پسيل زيتون Olive psyllid Euphyllura olivine
در برخي از منابع خانواده پسيل مذكور را Aphalaridae ذكر كردهاند. پسيل زيتون در ايران در استانهاي گيلان، زنجان، فارس و همچنين در اسفندقه جيرفت ديده شده است.پسيل زيتون در اوايل بهار مصادف با رويش شاخههاي جوان و باز شدن گلهاي زيتون بيشترين خسارت را باعث ميشود. در اين زمان حشره با ترشح مواد مومي سفيد رنگ در محل اتصال شاخهها و روي خوشههاي گل، به راحتي شناخته ميگردد. عسلك دفع شده توسط اين حشره موجب رشد قارچ مولد داده و تجمع گرد و خاك ميگردد. اين تجمع مانع كربنگيري و نيز تلقيح گلهاي زيتون ميشود به طوريكه گلهاي درختان آلوده به شدت ميريزند و بندرت ميوه روي آنها تشكيل ميگردد.
زيستشناسي اين آفت در شرايط آب و هوايي شيراز زمستان را به حالت حشره كامل بر روي سرشاخهها، در محل اتصال برگ به شاخه، كنار جوانههاي برگ و روي پاجوشهاي درختان زيتون به صورت گروههاي 2 تا 6 عدد كه معمولاً نر و ماده هستند به سر ميبرند. در اوايل فروردين ماه زماني كه متوسط حرارت بالاي 11 درجه سانتيگراد ميرسد حشرات زمستان گذران فعال شده و بعد از چند روي جفتگيري و تخمريزي مينمايند. تخمريزي از نيمه فروردين ماه شروع و معمولاً تا يك ماه بعد ادامه دارد. تخمريزي حشرات ماده تماماً در داخل جوانههاي برگ و سپس در غنچه گل انجام ميگيرد. تعداد تخم به صورت پراكنده از 2 تا 34 عدد متغير ميباشد. پورههاي سن يك و دو خسارت خود را به غنچه گل ميزنند و ترشحات مومي ناچيز دارند. پورههاي سن سوم در زمان گلدهي و پورههاي سن 4 و 5 در زمان تشكيل ميوه درختان زيتون فعاليت دارند و سبب ريزش گلها و كوچك ماندن ميوهها ميگردند. همچنين با ترشحات فراوان رشتههاي مومي به درختان منظره تار پنبهاي ميدهند. حشرات كامل نسل اول در اواخر ارديبهشت و اوايل خردادماه در طبيعت ظاهر ميشوند. اين حشرات در نيمه شهريورماه پس از جفتگيري، تخمريزي نموده و نسل دوم آفت را ايجاد مينمايند. حشرات كامل نسل دوم اواخر مهر و اوايل آبان ماه در طبيعت ظاهر ميشوند و تا بهار سال آينده زمستان گذراني مينمايند. نسل دوم آفت چون مصادف با برداشت محصول ميباشد اهميت چنداني ندارد. اين آفت در ساير مناطق كشور يك نسلي است.
کنترل:
1ـ حفظ دشمنان طبيعي در کنترل آفت بسیار حائض اهمیت است.
الفـ كفشدوزكها
1.Exochomus quadripustulatus
2.Adalia bipunctata
3.Chilocorus bipustulatus
3.Oenopia conglobata
بـ زنبورهاي پارازيتوئيد:
1- Psyllaephagus sp. (Hym.: Encyrtidae)
2- Tetrastichus sp. (Hym.: Eulophidae)
جـ مگس سيرفيد
1- Sphaerophoria scripta (Dip.: Syrphidae)
2- انجام هرس پائیزه وبهاره
3- عدم کاربرد کودهای نیتروژنه
4- انجام آبیاری مناسب
5- روغن پاشی زمستانه
در صورت نیاز به سمپاشی:
1. مالاتیون EC57%و 2.5 در هزار
2. دیازینون Ec60% و 1در هزار
گل مریم (مریم معطر )Tuberose
این گیاه هم در گلدان و هم در هوای آزاد کشت می شود .
در حالت عادی در بهار کشت می شود و گلدهی آن در اواسط تابستان است .
نبازها : خاک سبک و حاصلخیز – محل گرم و آفتابی –خاک همیشه مرطوب – استفاده از کودهای تکمیلی –
افزایش :سو خ و بذر
آفات و بیماریها :
***آفت(pest):
هر گونه، استرين و يا بيوتيپي از گياه، حيوان و هر عامل پاتوژن كه به گياه و توليدات گياهي خسارت مي زند.حشرات و كنه هاي آفت شامل:مكنده ها، برگخوارها، پوستخوار، ميوه خوار، ساقه خوار، طوقه بر، ريشه خوار، گالزاها و مينوز ها هستند .بدون شک گیاهان آپارتمانی از گیاهان فضای آزاد ظریفتر و نسبت به آفات و بیماریها حساسترند.این مسئله که موطن تقریبا تمامی گیاهان آپارتمانی مناطق گرمسیری است و این گیاهان در آب و هوای متفاوت با زادگاهشان دچار مشکل می شوند تنها دلیل این حساسیت نیست بکه آنها مجبورند در مناطقی که در اصل مخصوص انسانهاست زندگی کنند . هرگونه اشتباهی در زندگی گیاه سبب شود تا گیاه بیمار و در نتیجه بدمنظره شود . یکی از اشتباهات رایج قرار دادن گیاه در محیطی است که نور و گرما و آب آن بیش از حد متراکم است.اگر از گیاهان آپارتمانی خود به خوبی مراقبت نکنید نه تنها مستقیم به آنها زیان رسانده اید بلکه آنها را نسبت به انواع آفات و انگلها و باکتریها و قارچها یا ویروسها آسیب پذیر کرده اید.به خاطر داشته باشید که هنگام استفاده از آفت کش ها نه تنها انگلهای مضر را از بین برده اید بلکه به انسانها و حیوانات خانگی (خصوصا ماهیها – پرندگان و گربه ها)نیز آسیب رسانده اید.هرگز از این آفت کش ها در اتاقهای در بسته استفاده نکنید.اگر نمی توانید گیاه را داخل بالکن یا حیاط ببرید لااقل پنجره ای را باز نگهدارید و کودکان را از آن محل دور نگهدارید.گیاهی که علائم بیماری در آن مشاهده شده است از دیگر گیاهان جدا کنید.همچنین گیاهانی را که دچار عفونتهای ویروسی با میکروبی شده اند بلافاصله از بین ببرید.در اینجا به ذکر چند بیماری شایع گیاهان و منبع آنها و راههای مبارزه و علائم بیماری می پردازیم:چنانچه گیاه به باکتری آلوده شود پژمرده می گردد.رشد این گیاهان متوقف و روی بافتهای آنها بر روی ریشه و ساقه یا برگها و گلها دیده می شود.خم شدن و زرد شدن برگها نیز نشان از وجود باکتری بر روی گیاه است.اغلب «بگونیا»و انواع مختلف کاکتوس به این بیماری مبتلا می شوند.استفاده از باکتری کشها تنها به پیشگیری از بروز عفونت میکروبی در گیاهان کمک می کند.برای جلوگیری از عفونی شدن گیاه آن را در مکانی خشک و خوش هوا قرار دهید.گیاهان بیمار را بلافاصله از بین ببرید و هرگز از دانه یا قلمه های آنها استفاده نکنید.بیماریهای قارچی نیز تاّثیری مشابه بر روی گیاهان دارند.عامل این بیماریهای انگلی نخ مانندی است که بر روی گیاه دیده می شودو پس از مدتی کوتاه به صورت لکه هایی درمی آید.قارچها هم بر روی ریشه ی گیاهان و هم بر روی قسمتهایی که در بالای زمین رشد می کنند تاُثیر می گذارند.همانند باکتریها ،تنها راه مبارزه با قارچها نیز پیشگیری از آنها است.گیاه را با استفاده از قارچ کشها سم پاشی کنید و سپس آن را بلافاصله از بین ببرید.از بین شایع ترین عفئنتهای قارچی می توان سفیدک حقیقی و سفیدک آشکار رانام برد.حتی کارشناسان نیز قادر نیستند این بیماریهارا که هر دوی آنها گردی نقره ای رنگ روی سطح گیاه را می پوشاند از یکدیگر تشخیص دهند.در سفیدک حقیقی برگها جمع می شوند و در سفیدک آشکار می ریزند.سفیدک حقیق در اثر کمبود نور و یا وجود نیتروژن بیش از اندازه در کود گیاه و سفیدک آشکار بر اثر رطوبت بیش از احد در هوا و خاک پدید می آیند.گیاهانی که دارای پیاز ،ساقه ی زیر زمینی و ریشه ی هوایی هستند در معرض ابتلا به گندیدگی ریشه قرار دارد.در اثر این بیماری،بر روی ریشه ی گیاه نقاطی تیره و تقریباّ سیاه رنگ پدید می آیدکه بعدها مرطوب و فاسد می شود.این گیاه پژمرده شده و می میرند.گندیدگی ساقه که اغلب به اشتباه قارچ گرفتگی گفته می شود،بر اثر رطوبت بیش از اندازه و عموماّ تنها برروی قسمتهای مرده ی گیاه پدید می آید.در صورتی که میزان عفونت گیاه کم باشد،برگهای خالدار آن را بکنیدو سپس آن رابا ترکیبات مس سمپاشی کنید.این عمل سبب می شود تا گیاه به زندگی خود ادامه دهد.این بیماری مختص سیکلمن و بنفشه آفریقایی است.گاهی اوقات برروی برگهای گیاهان آپارتمانی لکه هایی به چشم می خورد اما این لکه ها همیشه علامت بروز بیماری در گیاه نیست.این لکه ها اغلب بر اثر سوختگی ناشی از نور شدید آفتاب یا قطرات آب بوجود می آید.اما ممکن است دلیل آن عفونتهای قارچی نیز باشد که تشخیص آن برای کارشناسان نیز مشکل است.قارچهای انگلی ،نقاطی تقریباّ نارنجی رنگ را در زیر برگهای گیاه پدید می آورند که بعدها این نقاط تبدیل به لکه هایی می شوند که نشان بیماری زنگ است.نقاط قرمز زیر سطح برگها و نیز برروی پیازها و ساقه ی گلها علامت سوختگی این گیاه است.اما اگر بعدها رنگ این نقاط سیاه شود،گیاه مبتلا به بیماری شده است.در همه ی این موارد گیاه را با محلول مس و سولفور سمپاشی کنیدو آن را از اتاق بیرون ببرید.زخمهای روی ساقه ی گیاه خودبه خود بهبود مییابد.بیماریهای ویروسی که از طریق بقایای حیوانی درون خاک منتقل میشوند برای همه ی گیاهان خطر بزرگی محسوب می گردند.علائم این بیماریها کاهش شدید رشد و تغییر عمده در رنگ گیاه است. برای درمان گیاهان بیمار راهی وجود ندارد اما پشگیری از آسیبهای بیشتر این گیاهان را به بیرون منزل ببرید و فوراّ بسوزانید.از جمله بیماریهای ویروسی می توان به تاخوردگی برگ،پیچیدگی برگ و بیماری موزائیک نام برد که در آن لکه هایی روشن و تیره برروی برگها دیده می شود.تنها کاری که می توان در مورد بیماریهای ویروسی انجام داد کنترل آفات گیاهی ناقل آنهاست.این کار را می توان یا با استفاده از حشره کشها و با برداشتن آفت از روی گیاه با دست انجام داد.علاوه بر بیماریهای فوق الذکر تعدادی از حشرات زیان آور به عنوان آفات گیاهان آپارتمانی حمله ور می شوند،از جمله :
1-آفات مکنده:این آفات با حمله به اندامهای گیاهی مانند ساقه و ریشه و با مکیدن شیره ی گیاه سبب تضعیف و از بین رفتن گیاه می شوند. مانند:مگس سفید،شته،کرم ریشه،عنکبوت قرمز و غیره.
2- آفاتی که از اجزای گیاهی تغذیه می کنند:شامل مورچه ها،چوبخورها،کرمهای برگخوار و نماتدها.
برای مبارزه با آفات و امراض مذکور با بررسی دقیق و کارشناسانه نسبت به رفع آنها می توان اقدام کرد.
تعریف مناطق خشک:
بيابان درلغت به سرزمين پهناور وبي آب وعلف گفته مي شود .اما درتعريف علمي آن شرايط خاصی توسط صاحب نظران مانند مقدار باران ، مقدارتبخیر وتعرق سالانه، پوشش گياهی وغيره را درنظرمی گيرند .بنابر اين بعضي از صاحب نظران مناطقی را که که درآن آب وپوشش گياهی کم است مناطق خشک مي گویند.برخی مناطقي را که درآن بارشهای جوی کمتر از مقدار تبخير وتعرق مطلق است مناطق خشک می نامند.برخی ديگر همه این شرايط يعنی مقدار باران وپوشش گياهی ، آب قابل استفاده محدود ، مقدارريزش های جوی کمتر ازتبخيروتعرق سالانه ، را درنظر گرفته اند .با اين وجوداز آنجايي که ويژگيهای مناطق خشک متنوع است نمي توان تعريف دقيقي از مناطق خشک ارائه داد .در يک تعریف گفته شده است اگرمقدارمتوسط باران کمتر از500 ميليمتر باشد منطقه خشک وبالاتر ازاين مقدار منطفه مرطوب محسوب مي شود. بعضي صاحب نظران از نظرپراکندگي باران درطول سال به تعريف بيابان پرداخته اند به اين معني که ممکن است باران منطقه اي بالای 500ميليمترباشد اما در یک فصل خاص باشد وبراي رشد گياهان مناسب نباشد لذا جزء مناطق خشک محسوب مي شود.
ویژگیهای مناطق خشک
الف ) بارندگی
- بارندگي کم ونامنظم است .
- مقدار باران درسالهای مختلف ، متفاوت است واغلب امکان دارد که چندين سال باران کم ببارد .
- پراکندگی باران نامنظم است واغلب در سطحهای کوچک مي بارد .
- بارانها اغلب شديد است .
- درپاره اي ازبيابانها ممکن است برای چندين سال باران نبارد. بيابانی که اصلابارنگی نداشته باشد وجودندارد .
ب ) تبخیر
- ميزان تبخيروتعرق سالانه ازمجموع بارندگي درطول سال بيشتراست که اثرات متفاوتي درنقاط مختلف جهان دارد.
ج ) رطوبت
- رطوبت نسبي هوای مناطق خشک کم است .در بعضي بيابانها در فصل تابستان به صفر درصد می رسد .دربيابانهای ساحلی ممکن است تا 100 درصد هم برسد .دربيابان های داخلي خشکي هادورازسواحل رطوبت نسبي کمترازمناطق نزديک به درياها است .
د ) درجه حرارت
- دربیابان های گرم وخشک درجه حرارت درروزبالاودرشب بسيارپائين است واختلاف بين دمای شب وروز بسياربالا است .درطول سال نيزاختلاف دما شديد است . اين حالت در بيابان های داخلی قاره هاشديدترازبيابان های نزديک سواحل است وعلت آن نبود رطوبت وخشکی هوا است .
ه ) باد
- وزيدن باد های زيادو شديدکه بعضي ازآنها بسيار خطرناک ومخوف هستند.منشاءبادها ممکن است محلي باشد ويا داراي منشاء خارج ازمحل باشد.بادها اثرات متعددی دربيابان ها ازجمله تشديدخشکی ، فرسايش خاک ، گردوعباردارد .
1 - پایین بودن آگاهی و دانش علمی و عملی کشاورزان
2 - نارسایی در تامین و توزیع به موقع نهاده های کشاورزی
3 - بالا بودن میزان ضایعات در مراحل مختلف تولید
4 - محدود بودن منابع آب و یا عدم وجود نظام صحیح آبیاری در اغلب مناطق کشور
5 - خسارت آفات ،بیماریهای گیاهی ، علف های هرز و عدم مدیریت صحیح کنترل آنها